محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى
54
رياض الفردوس خانى ( فارسى )
سنگلاخ عظيم دارد : يكى . . . « 1 » نرود ، ديگرى را كبير مىگويند . طولش از بندر جرون « 2 » تا بندر سورت چهارصد و شصت فرسنگ و عرض يك صد و هشتاد فرسنگ باشد . و ميانهء بحر فارس و خزر [ ج ] پانصد فرسنگ زمين ساحل است آن را ارض جزيرة العرب گويند . و در حوالى مسقط دو كوه است : يكى در بحر و يكى در ساحل . چون از پشت كوه به حسب خطر دريا نمىتوان گذشت از ميان دو كوه راه است و گردابى خطرناك است و آن دو كوه يكى مشهور باشد به مرزان و ديگرى ماماسليمه . بنابرين چون آب دريا مدّ نمايد از آنجا گذشته به مسقط روند . و عمق اين بحر بر ممرّ عبور مراكب هفتاد و هشت ذراع است و چنان گفتهاند كه چون در قعور بحار صخور [ 15 ب ] و احجار بىشمار است چون قمر مسامت « 3 » قعر بحار شود اشراق خود بر وى افكند شعاشع سواطع آن بر احجار صلبه رسد و از آنجا به تراجع منعكس شود آن را تسخير كند . چون مطارح اشعهء قمر گردد لطيف و گرم شده تخلخل پيدا كرده مكانى فراختر از اول خواهد ، امواجش متلاطم گردد و بر شطواط و سواحل متموّج شود و مياه و جداول و انهار كه در بحار متراجع گردد بر اين حال بماند تا قمر به وسط السماء رسد . چون از آنجا زايل شود مدّ و غليان ساكن گردد و اجزاى آب به قوام خود آيد . جزر عبارت ازين حال باشد . باز چون قمر به افق غربى رسد در افق شرقى بنياد مدّ كند تا قمر در تحت الارض به وسط السماء رسد . و در شبانهروزى دو نوبت اين حركت واقع « 4 » شود . و در بعضى اخبار آمده كه « ان الملك الموكل بالبحار رحله بالخير فيكون منه المدّ ثم يرفع فيكون منه الجزر » . و اتصال كواكب و سير قمر با زياده و نقصان بحر دخلى عظيم دارد و عجايب و غرايب اين بحر بسيار است . - و اللّه تعالى اعلم بحقائق الامور .
--> ( 1 ) . نام سياه شده خواندنى نيست . ذكر اين محل خوفناك در كتب جغرافيايى هست از جمله در مسالك و ممالك اصطخرى نام آن تاران آمده است . ( 2 ) . اصل : حرفن . چنين نامى در مآخذ نيست . شايد تصحيف شده است . ( 3 ) . كذا . ( 4 ) . اصل : رافع .